فضای مجازی، تاثیرات آن و مساله هویت افراد

شبکه های اجتماعی مجازی زمینه ساز نگرشی نوین در تعامل و ارتباطات انسانی شده اند. این شبکه ها، با از بین بردن فاصله های زمانی و مکانی، ارتباط افراد با یکدیگر را در تمام نقاط دنیا برقرار می سازند. ارتباطات در فضای مجازی با افراد مجازی و با هویت های مجازی و ساختگی علاوه بر ایجاد بحران هویت در فرد باعث غفلت فرد در ارتباط چهره به چهره با افراد واقعی می شود.

“فضای مجازی و تاثیرات آن و مسئله هویت افراد” عنوان پژوهشی است به قلم دکتر محسن گرامی عضو هیات علمی و مدیر گروه فناوری و کامپیوتر دانشکده پست و مخابرات و حمیدرضا گاموری معاون پشتیبانی دانشکده که در شماره ۵ و ۶ ماهنامه علمی تخصصی “پژوهش های نوین علوم مهندسی” خرداد و تیرماه سال جاری به چاپ رسیده و بر آثار شبکههای اجتماعی مجازی در جامعه ما و مساله بحران هویت در این فضا تاکید کرده است.

۱- مقدمه

با بوحود آمدن اینترنت و افزایش تولید تلفن همراه هوشمند سبب شد گروه های کثیری از افراد جامعه با سنین مختلف به دنیای مجازی راه پیدا کنند.

اگر در عصر اول رسانه ها شیوه تولید به گونه ای بود که هویت ها را به صورت عاقل سودمند و خودبسنده در می آورد، عصر دوم رسانه ها با شیوه جدید اطلاع رسانی حاکی از آن روش های ارتباطی است که ذهنیات را نا پایدار ، چندلایه و پراکنده می سازند. مارک پاستر بر این باور است که داده مبناها در اینترنت و رسانه های الکترونیکی جدید، هویت افراد کاربر را می سازند. از نظر پاستر این هویت سازی حتی بدون آگاهی افراد از این امر شکل می گیرد [۱].

رشد شتابان فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی علاوه بر فراهم آوردن امکانات ارتباطی ودسترسی بشر به اطلاعات در حجمی که قابل مقایسه با هیچ عصری از زندگی بشر نیست، الگوهای ارتباطا ت فردی، گروهی و جوامع را نیز دچار دگرگونی، تحول و تکامل نموده اند.شکل گیری فضای مجازی در کنار جهان فیزیکی و حضور انبوهی از انسانها در هر دو فضا، انقلابی در فرآیند ارتباطات و فرهنگ بوجود آورده است . شناخت و توصیف این فرآیند و فرهنگ نوین ارتباطی و ائرات آن بر ساختارهای مختلف نیازمند مطالعات وسیع و گسترده می باشد. لزوم بررسی اثرات فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی بر روابط انسانی برای درک شرایط کنونی برکسی پوشیده نیست . مطالعه شبکه های اجتماعی مجازی از جمله فیسبوک و ما ی اسپیس، یکی ا ززمینه های بررسی های از این دست میباشد. فضای تعاملی این شبکه ها، سهولت برقراری ارتبا ط فارغ از محدویت های زمانی و مکانی، گسترش ارتباطات انسانی به لحاظ کمی و کیفی، تغییر الگوهای ارتباطی به گونه ای که هر کاربر همزمان تولیدکننده و انتشاردهنده اطلاعات و محتوا می باشد و بسیاری ویژگی های دیگر فناوریهای نوین در عرصه رسا نه های اجتماعی و دیجیتال، فرآیند ارتباطات و تعاملات را دچار تحو ل نموده ا ست . [۲]

همانطورکه گوردون گراهام و بسیاری دیگر اشاره کرده اند برروی اینترنت بسیار آسان است که افراد را با اختراع کردن شخصیت هایی کاملاً تخیلی فریب داد،امری که در دنیای غیرمجازی امکان آن بسیار مشکلتر است.بنابراین به این دلیل و دلایل مشابه عقیده بر ایناست که روابط از اینترنتی در مقایسه با روابط «واقعی» و همراه با حضورجسمی، روابطی ضعیف هستند.

امر قابل توجه درارتباط از طریق اینترنت این است که خصوصیاتی که معیار قضاوت ما درباره افراد در دنیای غیرمجازی است، در دنیای مجازی اینترنت عمدتاً مشاهده ناپذیر هستند. طنز قضیه دراین است که مشخصه ارتباطات از طریق اینترنت یعنی فقدان رابطه چهره به چهره، نبود حضورجسمی-که فریبکاری و جعل هویت آشکار را ممکن می کند-درعین حال مانع گرایش به کلیشه پردازی و هویت سازی می شود.البته نباید در مورد این نتیجه گیری مبالغه کرد.

حتی در روابطی که کاملاً به واسطه کلمات نوشته شده است، مثلاً درگپ های اینترنتی،ما هنوز درباره افراد به داوری هایی دست می زنیم که فراتر از شواهد موجود است. اما به هرحال این احتمال وجود دارد که در این نوع ارتباط های اینترنتی عمدتاً براساس محتوای واقعی ارتباط با یک شخص داوری کنیم، که با احتمال بیشتری بیانگر جنبه هایی از شخصیت افراد است که خودشان آنها را مهم می شمرند.

پیامد این نکته این است که ما در ارتباط های اینترنتی نسبت به ارتباط های معمول روزمره کنترل بیشتری بر آن جنبه هایی از شخصیت مان که به دیگران عرضه می کنیم اعمال می ذاریم.از این رو در مورد فریبکاری در رابطه اینترنتی نگرانی وجود دارد .اگر با کنترل کردن جنبه هایی ازشخصیت امان در ارتباط های آن لاین(بر روی شبکه) بتوانیم از اثرات بدتر گرایشمان به داوری کردن براساس کلیشه های توجیه ناپذیر و بی دلیل اجتناب کنیم، آنگاه امکان دارد ارتباط هایی ازطریق اینترنت، دست کم در برخی جنبه ها، نسبت به اغلب ارتباط های روزمره همراه با حضور جسمی، کمتر تحریف شده و بیشتر «واقعی» باشد.[۳]

۲- شبکه‌های اجتماعی مجازی

امروزه با اختراع اینترنت و تکامل سرویسهای آن گونه های جدیدی از ارتباطا ت مجازی شکل گرفته اند. در آغاز قرن ۲۱ و هزاره سوم ارتباطات اینترنتی (ارتباطات مجاز ی ) گسترش بی حد و مرزی دارد. شبکه های اجتماعی مجازی یکی از اشکال تکامل یافته ارتباطات بدون مرز و فاصله در اینترنت می باشند. شبکه های اجتماعی مجازی از انوع رسانه های اجتماعی محسوب می شوند و با تجمیع قابلیتهای سایر سرویسهای اینترنت تلاش دارند حداکثر نیاز کاربران را فراهم نمایند، امکان تشکیل شبکه های مجازی از دوستان، آشنایان، همفکران، همکاران و … برای تعامل و تبادل اطلاعات از طرق مختلف از جمله ایجاد پروفایل شخصی، گذاشتن یادداشت و یاداشتک، چت، ارسال فیلم و ویدئو و به اشتراک گذاشتن اطلاعات و اخبار از مهمترین این نیازها است. این شبکه ها میلیونها کاربر اینترنتی در سرتاسر جهان را به خود جذب کرده اند تا آنجا که به یکی از ارکان مهم اطلا ع رسانی و ارتباطی تبدیل شده اند. با وجود این شبکه ها انسان می تواند برای پاسخگویی به نیازها ی اطلاعاتی، خبری، هنری و… خود، فعالانه به دنبال یافتن مجموعه متنوعی از افراد و گروهها باشد و در کمترین زمان ممکن به این هدف برسد. ]۲[

اصطلاح شبکه‌های اجتماعی را برای نخستین بار چیای‌بارنز در سال ۱۹۵۴ طرح کرد و از آن پس به‌سرعت به شیوه‌ای کلیدی در تحقیقات و مطالعات بدل گشت. در تئوری شبکه اجتماعی سنتی، یک شبکه اجتماعی به این صورت تعریف می¬شود که یک مجموعهای از نهادهای اجتماعی که شامل مردم و سازمان ها که به‌وسیله مجموعه ای از روابط معنی دار اجتماعی به‌هم متصل اند و با هم در به اشتراک‌گذاشتن ارزش ها تعامل دارند. شکل سنتی خدمت شبکه اجتماعی بر انواع روابط هم‌چون دوستی ها و روابط چهره به چهره متمرکز است اما خدمات شبکه اجتماعی امروزه بیشتر بر جامعه مجازی آنلاین و ارتباطات کامپیوتر واسط متمرکز است.

شبکه های اجتماعی، محل گردهمایی صدها میلیون کاربر اینترنت است که بدون توجه به مرز، زبان، جنس و فرهنگ، به تعامل و تبادل اطلاعات می‏پردازند. در واقع شبکه های اجتماعی برای افزایش و تقویت تعاملات اجتماعی در فضای مجازی طراحی شده اند. به طور کلی از طریق اطلاعاتی که بر روی پروفایل افراد قرار می گیرد مانند عکس کاربر، اطلاعات شخصی و علایق (که همه این ها اطلاعاتی را در خصوص هویت فرد فراهم می آورد) برقراری ارتباط تسهیل می‌گردد. کاربران می‌توانند پروفایل های دیگران را ببینند و از طریق برنامه های کاربردی مختلف مانند ایمیل و چت با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.[۴]

۳- فضای مجازی و هویت

با پیدایش شبکه داده های جهانی یا اینترنت، زمان و مکان و هویت، تعریفی تازه یافته اند. اینترنت در واقع، مکان بی مکان است؛ جایی که انسانها می توانند به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار نمایند، قرارداد ببندند، گروه های خود را بسازند، پیام بفرستند یا چیزی را معرفی کنند. در این مکان، مرزهای جغرافیایی هیچ معنا و مفهومی ندارد و به همین سبب، دشواری ها و مشکلات منطقی زمان و مکان از میان برداشته شده است. همه چیز در تحرک است و همواره این تحرک شتابی بیشتر می یابد. هویت سیال و متکثری که در چنین فضایی شکل می گیرد، فرد را از چارچوب معین و انعطاف ناپذیری که در جهان خارج دارد، جدا می کند و به او اجازه بروز بیشتر خود را می دهد. چنین فضایی که فرد را از قید و بندها رها می کند و به او در فضایی بسیار بی مرزتر از جهان واقعی مجال فعالیت می دهد، می تواند هویت دینی و ملی را تحت الشعاع خود قرار دهد. [۵]

ابتدایی‌ترین تأثیر شبکه‌های اجتماعی اینترنتی بر کاربران این است که هویت فعلی او را به چالش می‌کشند؛ ابتدا کاربر را از خود واقعی تهی می‌کنند و سپس به او فرصت می‌دهند خود ایده‌آلش را بروز دهد، در حالی که به‌طور ناخودآگاه، این خود جدید در فضای گفتمانی شبکه‌های اجتماعی برساخته شده است. شبکه‌های اجتماعی صحنه‌ای فراهم می‌آورند که کاربران می‌توانند از هر جنسیت، سن، طبقه اجتماعی، نژاد و قومیتی که باشند، در آن ظاهر شوند و نقش دلخواه خود را بازی کنند. در این سطح، شبکه‌های اجتماعی مجازی، کاربر را به هویتی فردمدارشده ‌با مشخصات منحصر به فرد سوق می‌دهند. در واقع با شبکه‌های اجتماعی مجازی این قابلیت به فرد داده می‌شود تا خود را هر گونه که می‌خواهد، فراتر از هویت واقعی خود در جهان فیزیکی بازتعریف و روایت کند. بنابراین، با قبول این فرض که شبکه‌های اجتماعی اینترنتی در درون جامعه مصرفی خلق شده‌اند، خود منشأ بازتولید مکرر چنین جامعه‌ای می‌شوند.

ریچارد بارتل این‌گونه استدلال می‌کند که دنیاهای مجازی برای مردم آیینه‌ای را فراهم می‌آورند که هر چه فرد تصویر خود را در آن مأنوس‌تر با خود واقعی یا ایده‌آلش بیابد، بیشتر با آن ارتباط برقرار می‌کند. در واقع، راز موفقیت و جذب کاربر برای وب‌سایت‌های عمده این است که کاربر خود را در آیینه جهان مجازی پیش رویش ببیند. بدین ترتیب، در باب هویت در دنیای مجازی، مسئله این است که کاربر چه میزان انعکاس تصویر خود را در این آیینه می‌پسندد.

زمانی این تلقی وجود داشت که هویت افراد در فضای مجازی، هویتی ناشناخته و چندگانه است، اما اکنون کاربران ادامه هویت تعریف‌شده خود در فضای مجازی را به‌صورت آفلاین پی می‌گیرند و یا در فعالیت‌های آفلاین در بسیاری از مواقع برای خود نام و نشان تعریف می‌کنند و با آن همزادپنداری زیادی دارند. بنابراین، معادلات پیشین هویت دچار تحول شده است. بدین ترتیب، بازتعریف هویت فردی و اجتماعی در فضای مجازی در ابعاد گوناگون قابل بررسی است. در این فضا، همگرایی جامعه مصرفی و تخصص حرفه‌ای تولیدکنندگان و تجار به بازآفرینی مفاهیم انسانی چون بلوغ، سن و مراحل مختلف زندگی انجامیده است. شاید این تعجب‌برانگیز باشد که مفاهیم انسانی با ابعاد زیست‌شناختی مانند بلوغ نیز در دنیای مجازی تعابیر جدید بیابند، اما ریشه استحاله این مفاهیم ناشی از تأثیرگذاری قوی فضای مجازی بر نوع تفکر کاربران است.

همان‌گونه که بارتل خاطرنشان می‌کند: «هویت، حاصل تفکر است که در قالب‌های گوناکون (در عمل یا در قالب لغات) ظهور می‌کند» و با توسعه عرصه مجازی زندگی بشر، این حقیقت غیرقابل انکار است که این فضای مجازی با کاربر ارتباطی دوسویه قرار دارد؛ نحوه تفکر او را تحت تأثیر قرار می‌دهد و در مقابل گستره وسیعی را فراهم می‌آورد که کاربر هویت خود را در آن براساس ترجیحات خود ابراز می‌کند و به منصه ظهور می‌رساند. به‌عبارت دیگر، فضای مجازی امروز تنها آیینه منعکس‌کننده کاربر مقابل خود نیست، بلکه تا حد زیادی چگونگی کیفیت کاربر خود را نیز تعریف می‌کند.

زمانی، تلقی منتقدین فرهنگی این بود که چون فضای مجازی عرصه‌ای است که مهندسان فنی و نه مهندسان فرهنگی آن‌را ساخته‌اند، بنابراین نقطه ضعف آن عدم وجود روایت است .اما امروز دنیای مجازی آن‌چنان با زندگی و فرایند هویت‌سازی بشر درآمیخته است که نه تنها روایت‌های بی‌شمار در آن قابل درک است، بلکه این روایت‌ها بر روایت دنیای واقعی پیشی گرفته‌اند؛ چنان‌که بودریار از «فراواقعیت» مجازی سخن می‌گوید و به‌قول آنجل آدریان، همان‌قدر که تجارت الکترونیک از تجارت جدا نیست، هویت‌های الکترونیکی در فضای مجازی نیز از هویت‌های واقعی قابل بازشناسایی نیستند. [۴]

دو رویکرد کلی نسبت به فضای مجازی و مضامین متأثر از روشن نگری در آن یافت می شود. رویکرد نخست، رویکرد رمانتیسم است که در آن، هویت همان هویت های تغییریافته در فضای شبکه تعبیر می شود. نزدیکی، همان مفهومی است که در اثر کوچک ترشدن جهان همگام با توسعه ارتباطات الکترونیک به وجود می آید. مفهوم اجتماع با جوامع مجازی و عجین شدن ذهن با فضای داده ای معنا می شود . تجسدزدایی مفهومی است درماورای محدودیت های جسمی و به وسیله ظواهر داده ای و آلات الکترونیک بوجود می آید. الگوها، همان مجموعه نمادهای دیجیتال و اطلاعات هستند. مفهوم بازنمایی، حاصل تناظرهای بین داده ها و چیزها است. آرمانشهر مفهومی است که در آن جهانی بهتر، از رهگذر اطلاعت جست وجو می شود.

اما در رویکرد دیگر، هایدگر تلقی دیگری از این مفاهیم ارائه می کند که با رویکرد رمانیستی متفاوت است. او با ارائه چارچوب پدیدارشناسی مفاهیمی اصیل تر از هویت، نزدیکی، اجتماع، تجسدزدایی، الگو، بازنمایی و آرمانشهر ارایه می کند . فهم مبتنی بر پدیدار شناسی هایدگر بر زندگی هر روز های تأکید دارد که حاصل فعل بشر و مبتنی بر پراگماتیسم است. خلاصه این تفاوت ها در جدول زیر ارائه می شوند. [۶]

هویت در فضای مجازی مانند هویت در فضای واقعی مختصات و ویژگی‌های خاص خود را دارد که به دلیل اقتضائات متفاوت فضای مجازی، باید انتظار نوع متفاوتی از هویت را داشته باشیم.

نخستین ویژگی‌ای که در خصوص هویت مجازی می‌توان به آن اشاره داشت، “آزادی انتخاب” است. آزادی انتخاب به معنی این است که فرد توانایی این را دارد که از میان تمامی ویژگی‌های شخصیتی خود، آنچه را که دوست دارد به نمایش بگذارد. در فضای مجازی انتخاب اسم، تصویر پروفایل، حلقه‌ی دوستان و مهم‌تر از همه بازنمایی از خود، بدون هیچ‌گونه نظارت اجتماعی و به صورت آزادانه انجام می‌شود و از این رو می‌توان گفت این آزادی انتخاب را به صورت تمام و کمال می‌توان دید. به نظر می‌رسد این شکل از آزادی انتخاب نتیجه‌ی نوعی از هم‌گسستگی روابط در فضای مجازی است. به این معنی که در فضای واقعی نسبت اطرافیان با فرد کاملا مشخص و تعریف شده است ولی این ویژگی در فضای مجازی وجود ندارد و از این رو فرد به راحتی می‌تواند «خودِ آرمانی و مطلوب» را به نمایش بگذارد.

از هم‌گسستگی روابط و عدم وجود نظارت اجتماعی بر رفتارهای افراد در فضای مجازی، خود باعث ویژگی دوم هویت در فضای مجازی می‌شود و آن این است که افراد “احساس آزادی بیان” بیش‌تری نسبت به فضای واقعی را تجربه کنند. به این معنی که زمانی که فرد از هویت واقعی خود جدا شده و در فضایی جدید، روابط و هویت جدیدی را می‌آزماید، بسیاری از محدودیت‌های اجتماعی مانع از اظهار نظرهای وی نمی‌شود.[۷]

ویژگی سوم هویت مجازی، این است که برای عملی کردن برخی عناصری که در ویژگی‌های هویت مجازی وجود دارد، نیازی به وقوع شرایط زمانی و مکانی خاصی نیست. این ویژگی به خصوص در شرایطی مانند شکل دادن به کمپین‌های اجتماعی خیلی تاثیرگذار است. در واقع، عدم وجود محدودیت‌های مکانی و زمانی، به ایجاد و گسترش تفکرهای مختلف کمک بسیاری می‌کند. در حالی که در دنیای واقعی، این موضوع به عنوان محدودیتی مهم در نظر آورده می‌شود. در واقع، به دلیل اینکه برای بیان عقیده‌ای شرایط زمانی و مکانی خاصی باید فراهم شود و برای هر فردی این شرایط متفاوت است، افراد در مارپیچ سکوتی[۸] قرار می‌گیرند که گمان می‌کنند تنها افرادی هستند که دارای آن عقیده هستند و بنابراین آن عقیده اساسا مطرح نمی‌شود.[۷]

مارک پاستر در”عصر دوم رسانه ها” تاکید می کند دردوره جدید که اینترنت و ارتباطات الکترونیک در جامعه سیطره دارد، این داده ها و اطلاعات یا به عبارت دقیق کلمه، این اجتماعات مجازی هستند که هویت افراد را می سازند. وسایل نوین اطلاعاتی و ارتباطی در اثر تغییراتی که در برداشت های بشر امروزی به وجود می آورند، هویتها را در وضعیت کاملا تازه ای قرار م یدهند که متفاوت و حتی مغایر با گذشته است. [۱]

ظهور فناوری های نوین ارتباطی، دگرگونی بنیادینی را در معاملات و ارتباطات انسانی ایجاد کرده است. در فضای مجازی، مرز واقعیت با غیر واقعیت، حقیقت جلوه داده می شوند و”نیست” ،”هست ها” با غیر حقیقت مخدوش می شود و برعکس؛ فضایی که می تواند به افکار عمومی شکل دهد و احساسات عمومی را به غلیان و هیجان درآورد، م یتواند انسانها را در فضای حاد- واقعیتی قرار دهد که در آن به ستیزش و بحران بیندیشند یا برعکس. شاید به جرات بتوان فضای مجازی را از هم گسیخته ترین و متکثرترین فضای ممکن نامید. این فضا، کاملاً مرکز گریز، بدون مرز و فاقد نقطه ثقل است. مفهوم مرز در این فضا دگرگون می شود و دیگر نمی توان از چارچوب مشخص و قاطعی به نام مرز صحبت کرد. فضایی بدون مرکز که سبب ایجاد تکثر معنایی می شود و از هر گونه طبقه بندی و دسته بندی شدن می گریزد؛ زیرا هر یک از مراکز به نوبه خود، منشأ معنابخشی های متفاوت به پدیدارهای اجتماعی می شوند. هویت حاصل از چنین فضایی، هویتی سیال، ناپایدار و نامحدود خواهد بود. در چنین حالتی، رابطه ساده و مشخص بین فرد با اجتماع و معنای ثابت هویت در دنیای سنتی از بین می رود و رابطه ای پیچیده، غیرمتمرکز و منتج از مفهوم فضا در ارتباط با هویت ها شکل می گیرد که فاقد شکل ساخت یافته و مشخص است و از هر گونه تعریف و صورت بندی مشخص می گریزد. [۵]

۴- اثرات نامطلوب صفحات مجازی

استفاده ازصفحات مجازی علاوه بر آسیب های روحی و روانی مانند منزوی شدن، آسیب های فیزیکی نیز با خود به همراه دارد

تحقیقات تجربی رابرت کراوت در سالهای اخیر مورد پارادوکس اینترنت: تکنولوژی استفاده اکثر پژوهشگران این حوزه بوده است. نتایج این تحقیق در مقاله ای تحت عنوان اجتماعی که موجب کاهش عضویت افراد درگروههای اجتماعی و خوشبختی آنان می گردد. کراوت طی آن مدعی شد که استفاده از اینترنت موجب کاهش ارتباط فرد با خانوادهاش و کوچک شدن حلقه اجتماعی پیرامون فرد و افزایش احساس تنهایی و افسردگی می گردد، بنا بر نتایج این تحقیق استفاده از اینترنت به میزان دو ساعت درهفته به مدت دو سال موجب کاهش اندازه شبکه اجتماعی و اعتیاد به آن می شود.[۹]

افراد باید مواظب باشند که خود را در خدمت این ابزار قرار ندهند؛ چراکه در اندک زمان، دنیای واقعی وی را به یک دنیای کوچک شده مجازی و مجزا تبدیل می کند و عواطف و ارزش های او را می بلعد. پس لازم است جوانان ما استفاده صحیح از این فناوری را درک کرده و زمان و مکان مشخص استفاده از آن را یاد بگیرند. زمانی این امر محقق خواهد شد که این فناوری ها در خدمت رسالت و ارزش های انسانی باشد و نه ارزش ها و عواطف انسانی در خدمت آن قرار گیرد تا آن را به میل خود شکل دهد. نکته آخر این که، کاهش فاصله زمانی و مکانی، اگرچه لذت آنی و ساختگی فراهم می سازد، اما افراد را از ارزش ها و لذات پایدار و واقعی دور می سازد و چنانچه هوشیار نباشیم، قرار گرفتن در یک عمل انجام شده، چیزی جز افسوس و پشیمانی بی فایده برای ما باقی نگذارد و نوش دارو بعد از مرگ سهراب نیز چاره ساز نیست. [۱۰]

از اثرات دیگر فضای سایبر در عرصه زندگی افراد کمرنگ شدن ارتباط های اجتماعی حقیقی بین افراد است. این امر خود باعث منزوی شدن فرد و جامعه و فردیت گرایی می شود [۱۱] . به طوری که، فریاد من، من و برای من، برای من، در اینترنت از هر سو بلند است. سایتهای بیشماری با نام شهر من، روستای من،بهداشت من، خودروی من و سگ من در دسترس هستند. بسیاری از عنوانها با حرف هم به معنای من و هم نخستین حرف و نماد واژه اینترنت آغاز می شوند همه چیز می خواهد از ارتباطات و کنش و واکنش من و اینترنت بگوید [۱۲]. که این امر خود باعث منزوی شدن فرد و افزایش روحیه فردگرایی در افراد جامعه می شود به صورت های مختلف باعث آسیب پذیر شدن فرد و ایجاد بیماری های مختلف روانی در او و شکل گیری بی نظمی و نا امنی اجتماعی در جامعه می شود. [۱۳]

همزمان با دسترسی روزافزون افراد به اینترنت، شاهد نوع جدیدی از اعتیاد یعنی اعتیاد اینترنتی هستیم که موضوع روبه رشد عصر اطلاعات است.اعتیاداینترنتی، انسانها را به افرادی رهاشده تبدیل کرده و بر روابط اجتماعی آنان تأثیر می گذارد. در نتیجه استفاده بیش از حد از اینترنت، بهره وری کاربران اینترنت، پایین می آید. آنها با تأخیر به محل کار می روند و دچار کم کاری می شوند. عدم تحرک جسمی ، علائمی چون درد کمر، پشت و ماهیچه، از دیگر تبعات این مساله اند.این اعتیاد مانند تمام اعتیادهای دیگر با علائمی از قبیل فردگرایی مفرط، عزلت طلبی و اجتماع گریزی، بی میلی به مشارکت، کاهش تعاملات و ارتباطات، انزوا طلبی، اضطراب، احساس تنهایی، افسردگی، ضعف اعتماد به نفس و نظایر آن همراه است.این کاربران حتی در صورت کناره گیری از اینترنت، دچار علائم اختلال می شوند.[۱۴] از طرفی،در عین حال که روابط افراد (بویژه کودکان و نوجوانان) در جهان مجازی افزایش می یابد، در مقابل از دامنه روابط آنان در جهان واقعی کاسته می شود و احتمال افت عملکرد آموزشی آنان نیز می رود. [۱۵]

به طور کلی اینترنت می تواند محفلی برای کسانی که از مشکلات روانی رنج می برند و دچار تشویش و افسردگی و بی اعتمادی به نفس هستند باشد. ارتباط مجازی ازطریق اینترنت محملی برای گریز از واقعیت و وسیله ای برای ارضای نیازهای هیجانی وروانی به وجود می آورد. [۱۶]

اما، براساس نتایج این تحقیق، آن دسته از افرادی که استفاده اعتیادی از اینترنت می کنند، بیشتر دچار انزوا و تنهایی اجتماعی می گردند، دچار ناکامی تحصیلی و کاری بیشتری می شوند، و روز به روز از دایره ی تعاملات میان فردی و ارتباطات آن ها کاسته می شود. [۱۷]

جرم شناسان میگویند یکی از دلایل کثرت وقوع جرم در حاشیه شهرها، مهاجرنشین بودن آنها و ناشناخته بودن افراد یک محله برای همدیگر است. به تجربه ثابت شده که اگر افراد یک محل همدیگر را بشناسند کمتر مرتکب جرم و آسیب رسانی به یکدیگر می شوند. در این بین از آنجا که فضای سایبر فضایی است که اهالی آن در عین ارتباط همدیگر را نمی شناسند، هر روز می شود با یک هویت خاص وارد این فضا شد بنابر این فضا خود به خود به یک فضای جرمزا و آسیب آفرین تبدیل می شود و افراد با این دید که ناشناخته هستند جرأت و جسارت پیدا کرده و سعی در آسیب رسانی به دیگران و جرم و جنایت می کنند. حتی اگر پلیس هم پس از زحمات زیاد بتواند آدرس مجرم را پیدا کند چون در فضای واقعی با مرزهای جغرافیایی و محدودیت های آن روبروست اگر مجرم در کشور دیگر باشد به سختی می شود او را دستگیر و مجازات کرد.

فضای سایبر با ارائه محیط بدون کنترل و گسترده و با اهداف مختلف به کاربران امکان برقراری روابط مختلفی را میدهد و زمینه شکل گیری روابط گسترده را بین آنها فراهم می آورد. این روابط که با دیدی فارغ از محدودیتها و نا شناخته بودن در بین افراد در فضای سایبر شکل می گیرد سبب شکل گیری و القای دیدگاه های خاص در افراد می شود. این روند شکل دادن بدون واهمه و مرز به روابط با سایر افراد و به ویژه جنس مخالف زمینه های ایجاد روابطی تعریف نشده گسترده و در خیلی از موارد چالش بر انگیزی را در بین افراد چه در فضای سایبر و چه به صورت بازخورد آن در فضای واقعی بوجود می آورد و آسیبهای متعدد جسمی و روانی به فرد و در سطح بالاتر به جامعه و امنیت اجتماعی وارد می کند. [۱۸]

۵- نتیجه گیری

فضای مجاری ارتباط انسانی را به گونه ای جدید تعریف می کند. هر روز شاهد آن هستیم که افراد بیشتری به استفاده از این فضا روی می آورند. با وجود مزایای بسیاری که این فضا دارد، مشکلات خاص خود را نیزبه همراه دارد. با استفاده از فضای مجازی مفهوم هویت دچار تحول شده است. استفاده و سوء استفاده از این فضا هر دو با هم با سرعت زیاد پی در پی افزایش می یابد. مراقبت و کنترل بسیار خوب است و تاکنون نتایج درخشانی نیز داشته ولی شرط کافی نیست. آنجه کمبود آن به شدت حس مي شود آموزش های همگانی برای استفاده صحیح از فضای مجازی است.

منبع : سایت وزارت فناوری اطلاعات و ارتباطات